شعری از فریدون مشیری
نه آن دریا ، که شعرش جاودانه ست
نه آن دریا ، که لبریز از ترانه ست
به چشمانت بگو بسپار مارا
به آن دریا که ناپیدا کرانه ست
نه آن دریا ، که شعرش جاودانه ست
نه آن دریا ، که لبریز از ترانه ست
به چشمانت بگو بسپار مارا
به آن دریا که ناپیدا کرانه ست
رُوِيَ عَنْ الصادِقِ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ:
في قَوْلِهِ تَعالي «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» يَقُولُ اَرْشِدْنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ اَرْشِدْنا لِلُزُومِ الطَّريقِ الْمُوَدّي اِلي مَحَبَّتِكَ وَ الْمُبَلِّغِ اِلي جَنَّتِكَ مِنْ اَنْ نَتَّبِعَ اَهْوائَنا فَنَعْطَبَ[1]
ترجمه : حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره اين سخن خداوند كه مي فرمايد «اِهدِناالصِّراطَ المُستَقيمَ» فرمودند: يعني اين كه از خداوند تقاضا و درخواست مي كنيم كه ما را هدايت نما و در راهي و صراطي ما را هدايت و كمك بنما كه باعث شود به محبت تو برسیم و آن راه ما را به بهشت تو برساند. اگر اين راه را نرویم، پيروي و تبعيت از هواي نفس مي كنیم و به هلاكت مي افتیم.
منبع :http://mojtaba-tehrani.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/58892/71243.aspx
أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةُ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فىِ النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَالِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فىِ الْأَرْضِ كَذَالِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ
خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانهاى به اندازه آنها سيلابى جارى شد سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه (در كورهها،) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مىكنند نيز كفهايى مانند آن به وجود مىآيد- خداوند، حق و باطل را چنين مثل مىزند!- امّا كفها به بيرون پرتاب مىشوند، ولى آنچه به مردم سود مىرساند [آب يا فلز خالص] در زمين مىماند خداوند اينچنين مثال مىزند!
سوره مبارکه رعد آیه ۱۷
عشق و سیاست
ابتدای سوره بقره
منبع:http://www.leader.ir//
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنهََّا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكاَدُ زَيْتهَُا يُضىِءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلىَ نُورٍ يهَْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكلُِّ شىَْءٍ عَلِيمٌ(35)
خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعلهور شود نورى است بر فراز نورى و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند، و خداوند به هر چيزى داناست. (35)
فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ(36)
(اين چراغ پرفروغ) در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد) خانههايى كه نام خدا در آنها برده مىشود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند ... (36)
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجَِرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ يخََافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَرُ(37)
مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشود. (37)
لِيَجْزِيهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ يَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيرِْ حِسَابٍ(38)
(آنها به سراغ اين كارها مىروند) تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد و خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مىدهد (و از مواهب بىانتهاى خويش بهرهمند مىسازد). (38)
سوره مبارکه نور آیات ۳۵ تا ۳۸
بنده چه حکمی کند حکم خداوند راست
پس به هر دستی نباید داد دست
ابوسعید ابوالخیر:
عارف آن است که در میان خلق بخورد و بخسبد و بیامیزد و از یاد خدای غافل نباشد
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنين
و اگر پروردگار تو مىخواست، تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى به (اجبار) ايمان مىآوردند آيا
تو مىخواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟!
"سوره مبارکه یونس آیه ۹۹"

روایت نشریه شهروند امروز از موسوی خویینی ها
رازهای آیتالله
روایت نشریه پنجره از موسوی خویینی ها
در جستوجوي جاي پاي مرد مرموز سياست ايران، موسوي خوئيني ها
اقْترََبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فىِ غَفْلَةٍ مُّعْرِضُون
هنگام حساب مردم به آنان نزديك شده، در حالى كه در غفلتند و روى گردانند
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم محُّْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُون
هيچ يادآورى تازهاى از طرف پروردگارشان براى آنها نمىآيد، مگر آنكه با بازى (و شوخى) به آن گوش مىدهند
"آیات ۱ و ۲ سوره مبارکه انبیا"
ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط
خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط
اهل سنت اين آيه را بيانكننده فضايل و مناقب والا و ارزشمند براي ابوبكر ميدانند و بنا به اين آيه، وي را در شمار صحابه خاص و برگزيدة پيامبر اكرم(ص) قلمداد ميكنند، بلكه آن را دليلي بر حقانيت خلافت به شمار ميآورند، اما در نگاه شيعه، از فقرات و كلمات اين آيه، نه تنها هيچ گونه فضيلت و برتري استفاده نميشود، بلكه ـ در چشمانداز برخي از بزرگان شيعه ـ آية غار از برخي مثالب ايشان و عدم توجه و نظر خداوند به وي حكايت دارد.
تک بیتهای منتخب:
ضيافتى كه در آنجا توانگران باشند
شكنجه اى است فقيران بي بضاعت را
....................................................
خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم
لنگر درد تو، چون كوه گران كرد مرا
بخش پایانی:
و بدانید كه نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریكا و شوروی كم ندارد و اگرخودی خود را بیابد و یاس را از خود دور كند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه كار و ساختن همه چیز را دارد
بخش نخست:
و كلام مرحوم مدرس آن روحانی متعهد پاك سیرت و پاك اندیشه را به خاطر بسپرید كه در مجلس افسرده آن روز گفت :اكنون كه باید از بین برویم چرا با دست خود برویم...
ابتداي سوره بقره- مفهوم تقوا
امالمشکلات کشور چيست؟
تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
چهار «چرا» و چهار «اگر» در تاريخ معاصر ايران

از دو مفهوم انسان و انسانيت،
اولي در کوچه ها سرگردان است و دومي در کتاب ها
رسول اکرم(ص):
تمام التقوی ان تتعلم ما جهلت و تعمل بما علمت؛
تقوای کامل اینست که آنچه نمی دانی بیاموزی و آنچه را می دانی به کار بندی
ميزان الحكمه / ج 4/ ص 3638
اخلاق و سیاست در زندگی امام موسی صدر
راستش را به ما نگفتند؛ یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.