با فاضل نظری

خطی کشید روی تمام سؤال ها

تعریف ها؛معادله ها؛احتمال ها


خط زدبه روی شایدواماوهرچه بود

خط زدبه روی قاعده هاومثال ها


خطی دگر کشیدبه«قانون خویشتن»

قانون لحظه هاوزمان هاوسال ها


ازخودکشیددست وبه خودنیزخط کشید

یعنی به روی دفترخط ها وخال ها


خط ها به هم رسیده ویک جمله ساختند

با عشق ممکن است تمام محال ها

                                                               " فاضل نظری"

با علیرضا قزوه-صبح ابروها مبارک، شام گيسوها به خير

ياد چرخش‌ها و حق حق‌ها و هوهو‌ها به خير

صبح ابروها مبارک، شام گيسوها به خير

 

زادروز صحبت پيغمبران راستين

 در سماع قدسي بال پرستوها به خير

 

گود گلريزان و چرخاچرخ مردان غيور

ضرب مرشد، پاي زنگي، زور بازوها به خير

 

در قدمگاه ولايت راه مشتاقان سپيد

در غروب بي پناهي آه آهوها به خير

 

شور شبگير نشابور از هميشه شسته تر

بانگ قوّالان مرکّب، حال هندوها به خير

 

روز زنبور عسل، سرشار از باران وحي

بخت گل‌ها آفتابي،  وقت کندوها به خير

 

در طلوع صادق چشمان دختر بچّه‌ها

ذوق معصومانة برق النگوها به خير

 

خندۀ رنگين کمان در آسمان چشم‌ها

گريه پنهاني مهتاب در جوها به خير

 

در شبستان تغزّل روي ايوان بهار

گريه خند شمعداني‌ها و شب بوها به خير

 

لنج‌ها ي روشنايي غرق شور و شروه‌اند

در خليج پارسايان عصر جاشوها به خير

 

دست افشاندم از اين مرداب لبريز از حباب

نو شدن در شام مرگ انديشي قوها به خير

 

                                                                 مرداد ماه 1386

با کاضم بهمنی

خسته ام ، منتظرم ، لحظه شماری سخت است

روز و شب از غم تو گریه و زاری سخت است

می روم گاه به صحرا که فقط گریه کنم

گریه وقتی به سرت سایه نداری سخت است

می روم تا در و همسایه نگویند به تو

گوش دادن به غم فاطمه کاری سخت است

طاقت آوردن این زخم زبان ها دیگر

بیش از آن سیلی و آن ضربه ی کاری سخت است

فرض کن پیش تو لیلای تو را آزردند

بعد از آن سر به بیابان نگذاری سخت است

بال و پر زخم ، قفس تنگ ، در این وضعیت

زندگی از نظر هر دو قناری سخت است

منتظر باش علی جان پدرم می آید

تک و تنها دل شب خاکسپاری سخت است