عدل چيست؟

آيا اين استثناء نيست كه يكي خوش استعداد و ديگري بي استعداد مي شود؟

عدل نسبت بين قدرت وتكليف است. وقتي فردي امانتهايي را كه به او داده اند درست اداره ‌كند، لايق است كه امانتهاي بيشتري به او بدهند. از اين جهت دادن و ندادن تأثيري دراصل قضيه نمي‌كند، چرا؟ چون اين چيزي كه عدالت خدا را در رابطه با آن مي‌سنجد، نسبت صورت به مخرج است است نه خود صورت يا مخرج. در دعاي عديله داريم. «لَم يُكَلَّف الطبَّاعَهِ اِلاَّ دُونَ الوُسعِ وَ الطَّاقَّه(9)» خدا تكليف نكرده مگر به كمتر از وسع و طاقت و اين هم در قرآن است كه مي گويد: «لاَ يُكَلِّفُ اللهُ نَفساً اِلاَّ وُسعَهَا(10)» در آيه ديگري داريم: «لاَ يُكَلِّفُ اللهُ نَفساً اِلاَّ مَا آتَاهَا(11)»، مَا اتَاهَا؛ يعني آنچه از علم و قدرت واستعداد وغيره كه به انسان بدهند. سعه وظرفيت انسان را وُسع گويند. تكليف، هميشه در حد سعه و قدرت انسان است. وقتي سعه و قدرت 2 برابر شود، تكليف هم با آن 2 برابرمي شود، آنچه كه به او ندادند از او هم نمي‌خواهند، يعني هر چه قدرت را كم بكنند تكليف هم كم مي‌شود.

وقتي صورت ومخرج رادرعددي ضرب يا بخش كنيد، درنسبت تغييري حاصل نمي‌شود. عدل خدا اينجا ودر قسمت ثابت است. عدل به نسبت بين تكليف و قدرت، گفته مي شود و استثناء بردار هم نيست. استثناء و تبعيض زماني است كه به كسي دوسوم و به ديگري يك ‌دوم بدهند. در انبياء اگر فشار وتبعيض است، بخاطر نزديك بودن قدرتشان به تكليفشان است، استثناء در سمت ضرر آنهاست نه در سمت نفع آنها. بعبارت ديگرتوقع از انبياء بالاتر است؛ از اين جهت، قرآن هر خطائي كه از آدم يا از يونس مي بيند، اينگونه در بلندگو مي‌گويد و برايش توي طبل مي‌كوبد؛ اين ازبزرگي انبياء است كه خدا اينگونه روي طبل مي‌اندازد نه كوچكي انها.